یک آرایه کلیدی و بسیار مهم به نام حسن تعلیل
آسمون تیره شده غصه من تو جونشه
من در این مصراع تیره شدن آسمون رو به غصه خودم نسبت می دم و شما هم اون رو می خونید وایرادی در اون نمی بینید.
اصلا اگه حسن تعلیل رو از شعر بگیری هیچیش نمی مونه که. باید همش حرف درست و راست بزنی.
مثلا باید بگی :
آسمون تیره شده می خواد بباره
چون که باد و سردی و تاری به همراه هم هستن
خوب اگه قراربود این جوری شعر بگیم که خود متن رو می نوشتیم شریف تر بودیم که ....
ولی واقعا قشنگترین حسن تعلیلی که تو زندگیم دیم این بوده :
خاک بغداد به خون خلفا می گرید ور نه این شط روان چیست که در بغداد است ؟
اما به این نکته خوب دقت کنید حسن تعلیل دو نوع کاربرد داره یکی در شعر و یکی در طنز :
اون که در شعره که گفتیم چه طوریه ولی طنز رو نگفتیم (این تو چت روم ها خیلی کاربرد داره )
مثلا شما میگید :ناراحتم امروز
اون ار شما می رسه : چه ته ؟
شما جواب میدید : خوب نه هزار سال یش تو انقلاب کبیر فرانسه کلی آدم مرد.
اون می گه : آها راست هم می گی ها
شما می گید : آره تازه قبلش هم کوروش کبیر مرده بود که من بابام با ماشین رفت بیرون و یتزا اورد که بخوریم که نشد یه دفعه من یه چیزی بگم تو بگی باشه من می رم سربازی ولی سر خوبی بود . است .
البته در این جمله یک آرایه بسیار مهم هست که بعدا بهتون می گم چیه .
دوستدارشما پیمان امیدی
یک آرایه کلیدی و بسیار مهم به نام حسن تعلیل
آسمون تیره شده غصه من تو جونشه
من در این مصراع تیره شدن آسمون رو به غصه خودم نسبت می دم و شما هم اون رو می خونید وایرادی در اون نمی بینید.
اصلا اگه حسن تعلیل رو از شعر بگیری هیچیش نمی مونه که. باید همش حرف درست و راست بزنی.
مثلا باید بگی :
آسمون تیره شده می خواد بباره
چون که باد و سردی و تاری به همراه هم هستن
خوب اگه قراربود این جوری شعر بگیم که خود متن رو می نوشتیم شریف تر بودیم که ....
ولی واقعا قشنگترین حسن تعلیلی که تو زندگیم دیم این بوده :
خاک بغداد به خون خلفا می گرید ور نه این شط روان چیست که در بغداد است ؟
اما به این نکته خوب دقت کنید حسن تعلیل دو نوع کاربرد داره یکی در شعر و یکی در طنز :
اون که در شعره که گفتیم چه طوریه ولی طنز رو نگفتیم (این تو چت روم ها خیلی کاربرد داره )
مثلا شما میگید :ناراحتم امروز
اون ار شما می رسه : چه ته ؟
شما جواب میدید : خوب نه هزار سال یش تو انقلاب کبیر فرانسه کلی آدم مرد.
اون می گه : آها راست هم می گی ها
شما می گید : آره تازه قبلش هم کوروش کبیر مرده بود که من بابام با ماشین رفت بیرون و یتزا اورد که بخوریم که نشد یه دفعه من یه چیزی بگم تو بگی باشه من می رم سربازی ولی سر خوبی بود . است .
البته در این جمله یک آرایه بسیار مهم هست که بعدا بهتون می گم چیه .
دوستدارشما پیمان امیدی
گلایه از دست شما
بله واقعا تا کی ؟
همش همینید ؟
عاشق شر و ور و حرف مفتید ؟
دوست دارید منم الان دو تا جک بسازم ؟
حال کنید و بعدش بگید بابا ایول پیمان ؟
اصلا از کجا معلوم که جک نساخته باشم ؟
چرا همش دنبال حرف مفتید و وقتی یکی می آد براتون دل بسوزونه و یه چیزی یادتون بده تنهاش می ذارید ؟
واقعا توان مردم ایران همینه که بعد از ده دوازده روز که ما همه جا گلومون رو پاره کردیم آموزش ترانه سرایی مجموع نظرات شما فقط ۸ نظر باشه ؟
اگه آموزش چیزهای دیگه بود که الان مجموع بازدیدها تون سر به فلک گذاشته بود !!!!
واقعا براتون متاسفم و می دونم این پست رو هم نمی خونید و من تا مجموع نظرات به ۲۰ نظر نرسه دیگه آپ نخواهم کرد .
شعر منفی چیست ؟
اول بهتون می گم این شعر ها چه طور به وجود می آن و شرایط اجتماعی لازم برای این شعر ها چیه و در چه جوامعی بیشتر پذیرفته می شن .
این شعر ها عموما شعر هایی هستند که اگر مثلا دو سال قبل از زمان خودشون گفته می شدن جز منفور ترین انواع شعر می شدن و تقریبا بی مخاطب می شدن .
ولی وقتی یک نا هنجار در جامعه به هنجار تبدیل می شه این شعر در ستایش اون ناهنجار هنجارشده سروده می شه.
مثلا داشتن عشق و دوست دختر تا چند سال پیش در اکثر جاهای ایران یک نا هنجار بود (من اصلا نمی گم خوبه یا بده ) ولی حالا در خیلی جاها یک مساله پیش پا افتادست و خیلی راحت در محافل عمومی راجع به اون صحبت می شه .
حالا به این نکته دقت کنید که تا حالا شعری در مورد اون سروده نمی شد و اگر هم بود در قالب کلمات بسیار سنگین بود.
ویک دفعه صدایی در اومد گفت : (تف به مرامت عوضی )
(از این دوستت دارم ها به صد تا گفته بودم )
(آخر ضد حالی )
(شاید هم واسه اینه که تو بی ارزشی عروسکی واسه همه نمایشی )
(الهی سقف آرزوت خراب بشه رویه سرش )
و ....
و این در حالی بود که اصلا تا چند سال پیش کسی جرات این حر فها رو هم نداشت....
و حالا شما فکر کنید یک شعر مردم پسند (جوون پسند ) با یک موسیقی به نام ترنس ترکیب می شه و وارد بازار موسیقی ایران می شه .
محسن چاووشی - حامد حاکان -محسن یگانه و...
(البته من به هیچ وجه موسیقی این ها رو تایید نمی کنم و از منتقدان اصلی خوندن این ها هستم چون در بعضی جا ها فالش به حد اعلا می رسه وضمنا این رو هم بگم که موسیقیشون رو با دوتا نرم افزار ۵۰۰ تومنی درست می کنن )
در پست های بعدی به بررسی بیشتر این نوع شعر خواهیم پرداخت .
یک شعر جدید و تحلیل آن
۲- دوست دارم بهم بگی واسه چی هستم
۳-دوست دارم صداقت آخر مرامو ببینم
۴- من یه عمری بدی دیدم حالا می خوام خوبی ها رو ببینم
۵-چی شده چرا نمی گی تو به من که چرا همیشه من در سفرم
۶- سفر های خشک و سرد وبی صدا
۷- تو بگو به من چرا دربه درم
۷-تو به من بگو صداقت یعنی چی ؟
۸-تو به من بگو رفاقت کدومه ؟
۹- تو بگو به من که آخرش چیه ؟
۹-راه تلخ بی نهایت کدومه ؟
۱۰-رنگ سختی نچشیدی تا بتونی که بگی
۱۱- راه من کدومه من واسه چیم
۱۲- راه بی نهایت از کدوم وره ؟
۱۳-من الان هم دل و همراه کیم ؟
۱۴-من الان هم دل و همراه کیم ؟
من می خواهم امروز شکست های شعری (شوک زدگی ) رو با شما بررسی کنم .
این شعر رو مخصوصا سرودم تا بتونم نکته هایی که می خوام در اون جا بدم .
به شماره ۳ مراجعه کنید ـــــــــــــــــــــــــــــ دوست دارم صداقت ــــــــ همه فکر می کنن الان باید گفته شه ـ تو تا آخر خط ببینم ـ (البته این یک حدس تقربیه و ممکن بعضی مثلا فکر کنن ـ تو برای تو معنی کنم ـ) در حالی که گفته می شه ـ آخر مرامو ببینم ـ و حتی می شه یه کم اون ور تر رفت (اون هایی که حرفه ای تر هستن ) روی اینجا گیر می کنن و دچار شک می شن ـ دوست دارم صداقت آخر ـ بله درسته اونها روی آخر گیر می کنن . در واقع اون ها تا کلمه آخر رو پیش بینی می کنن . و بعد از اون که شوک زده می شن . درسته اون ها بعد از آخر انتظار کلمه مرام رو ندارن .
در پست های بعدی به تحلیل سایر نقاط این شعر می پردازم .
نه تنها یادتونه اون دیونه که باید عاشقونه هم بخونه
از اون شعری که من می ترسم از اون
چرا که داخل شعرش همونه
همون چیزی که دنیا دوست نداره
یه دونه عشق و یک قلب و بی چاره
همون چیزی که یک عاشق می خونه
همون چیزی که درد قلبهامونه
همون چیزی که تو باید ندونی
که راه حل کل درد ها اونه
خیالت تخت رفیق با مرامم
من الان با شمام خدا می دونه
می خوام راهی رو باز کنم براتون
یه راهی که نگید بی سایه بونه
....یه راهی که نگید بی سایه بونه

