تبليغاتX
آموزش ترانه سرایی . تفسیر شعر .

شعر تنال چیست ؟
توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

مرسی از شما

خوب خیلی ممنون از نظرات محبت آمیزتون .......

 

 

منو شمنده می کنید ولی دوستان لطف کنید بیشتر در نظرات سوال هاتون رو بپرسید ...

 

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

خوب بهتون گفتم که این وبلاگ نهایتا جای سوپر استار هاست و از اونها کمک می گیرم ولی فکر نمی کردید دیگه بنیامین هم یکی از اونها باشه ..... ولی بخونید جالبه ....

بنیامین بهادری این روزها پدیده اول موسیقی پاپ ماست هر چند که بعضی ها به خاطر البوم غیر مجازی که از او منتشر شده با او مخالفند و او را نفی می کنند اما واقعیت این است که بنیامین با سبکی نو و آلبومی همه پسند تا حد زیادی به موسیقی پاپ ما خدمت کرده است همین که مردم برای خرید آلبوم 85 به نوار فروشی ها می روند و با موسیقی پاپ داخل کشور آشتی کرده اند برای این موسیقی مهجور و بی پشتیبان نعمت است.
درهر صورت بنیامین که این روزها جزو محبوب ترین های موسیقی پاپ ایران است در مصاحبه ای مفصل شرکت کرده است که مفصل ارین مصاحبه ای است که تا به حال از او شده است.

سوال: می خواهیم از مطرح شدن پدیده ای به نام بنیامین صحبت کنیم فکر می کنم از حدود ماه های آبان یا اذر سال پیش بود که آهنگ خاطره ها سر زبان افتاد ماجرایش جه بود؟ ما تو را در عالم موسیقی می شناختیم, اما ماجرای خواندن از کجا شروع شد؟

بنیامین: من کار ترانه را از سن نوجوانی انجام می دادم و بعد وارد ملودی سازی و آهنگ شدم ما داشتیم با فرید احمدی و چند نفر از دوستان در مورد کاری همفکری می کردیم , حدود دو سال روی قسمت های مختلف این کار از شعر گرفته تا ملودی و تنظیم وقت گذاشتیم. نمی دانم چقدر این کار موفق شده ولی به هر حال همین سبک به ذهنمان رسید و داشتیم کار را برای جند خواننده محسن رجب پور غلام علمشاهی و دیگر دوستان تست می کردم که کار از همین مرحله لو رفت تا آن موقع اصلا قرار نبود من بخوانم پنج شش خواننده که خودت بهتر مش شناس شان کاندیدای خواندن این ترانه ها بودند. در این مرحله من مثل تمام آهنگسازان و روشی که در تمام دنیای موسیقی معمول است روی کار به صورت اتود خواندم و همین کار لو رفت. اولین بار یکی از دوستانم این کار را شنید و وقتی به من خبر داد به آقای رجب پور زنگ زدم باور نمی شد ولی آقای علمشاهی هم تایید کرد باور شد. تازه آن موقع به من پیشنهاد شد که تو بهتر از بقیه خوانده ای و بیا خودت بخوان.

سوال: یک تناقض , می گویند این البوم در شهریور ماه گذشته با صدای تو مجوز گرفته؟

بنیامین: نه, هم من و هم آقای رجب پور بارها در مصاحبه ها و کنفرانسی که داشتیم تکذیب کردیم واقعیت ندارد, تازه بعد از لو رفتن خاطره ها چند آهنگ اضافه کردم و موارد دیگری جمع جور شد و همه اینها زمان برد تا آلبوم آماده شد و برای کسب مجوز رفت ارشاد.

سوال: حالا از این اتفاق خوشحالی؟

بنیامین: از خواندنم یا از موفق شدن در کار؟ من از موفق شدن کار خیلی خوشحالم چون از اول می خواستم کاری موفق با ایده ای نو ارائه کنم و خواننده اش هم اصلا مهم نبود به نظر من در کار پاپ تیراژ نشانه دهنده مفق بودن است . حتی جایزه معتبر گرمی را هم به آلبومی می دهند که تیراژ بالا داشته باشد. این که مردم کار را بشنوند و خوششان بیاید حالا شما باید قضاوت کنید که ما موفق بوده ایم یا نه

سوال: الان دیگر به خوانندگی به صورت حرفه ای نگاه می کنی؟

بنیامین: نه واقعا دوست ندارم الان همه تعجب می کنند وقتی می گویم از خواندن خوشم نمی اید ولی واقعا من از شهرت و توی چشم مردم بودن و نفر اول یک مجموعه بودن خوشم نمی آید احساس می کنم اینطوری محدود می شوم این زندگی را دوست ندارم دلم نمی خواهد روی بیلبورد ها و زیر ذره بین باشم دوست دارم قدرت مانورم را پشت پرده حفظ کنم.

سوال: پس دیگه تو را به عنوان خواننده نخواهیم دید؟
بنیامین: فعلا هیچی معلوم نیست

سوال: حالا یک بحث مالی هم وسط می اید قطعا تو آدم پولسازی هستی و شرکت ها هم رهایت نخواهند کرد!
بنیامین: من یک کار کودک انجام دادم که پرفروش ترین کار تمام تاریخ کارهای کودک شد. آنجا از نظر مالی برایم عالی بود با شرکت سروش کار کردم و هر دو راضی بودیم . از این قبیل کارها باز هم دارم و فکر نمی کنم از نظر مالی هم ضرری بکنم فقط که نباید از راه خواندن پول ساخت
ضمنا من نگاهم به موسیقی خیلی مادی و اسکناسی نیست ترجیح می دهم با کسانی کار کنم که آنها هم مثل خودم فکر کنند البته قبول دارم که اثری و موزیک پاپی هنری است که گیشه داشته باشد و پول می تواند نشانه موفقیت باشد ولی همه چیز نیست.
مطمئن باشید اگر هم دوباره بخوانم باز دلیل مالی نداشته و به خاطر پول کار نمی کنم.

سوال: خب, البوم بنیامین 85 یکسری ترک ها داشت که در کارهای غیرمجاز نبود داستان چه بود؟
بنیامین: من سال 82 برای یک شرکت نیمه دولتی برای محرم سفارش آهنگسازی گرفتم کار را در استودیو شخصی شان خواندیم و آهنگ ها ساخته شد و دستمزدهایمان را هم تمام و کمال گرفتیم و ... ما فقط رفتیم داخل کار کردیم و بدون حتی نسخه ای آمدیم بیرون اتود ما انجا ماند و خواننده ای رفت خواند و ارشاد مجوز نداد دیگر همه چیز فراموش شد تا این که به صورت غیر مجاز بیرون آمد آن هم با صدای من.

سوال: این نه قطعه که در آلبوم مجاز تو هست بعد از کارهای پخش شده ات آماده شد؟
بنیامین: بله در واقع زمانی که کار ما به صورت غیر مجاز لو رفت ما فقط 3 قطعه آماده داشتیم و مابغی کار طی سه ماه بعد ساخته شد البته متریال کار از قبل آماده بود و فقط ضبط و تنظیم آن مانده بود ما از قبل می دانستیم که چه می خواهیم و وقتی قرار به جمع کردن البوم شد فقط رفتیم استودیو و کار را خواندیم و ضبط کردیم بنابر این طمان زیادی لازم نداشت.

سوال: ما فکر کردیم که تو خودت کارهای خودت را تنظیم می کردی؟
بنیامین: نه من فقط اهنگساز بودم

سوال: نیما وارسته قبل از این آلبوم کارنامه تنظیم نداشت, نوازندگی ویولون در گروه آریان آن هم به صورت میهمان تنها شناختی بود که از او داشتیم تو چطور با او کار کردی؟
بنیامین: من به توانایی او ایمان داشتم او نوازنده حرفه ای ویولون و پیانوست و کیبورد را هم در سطح عالی می نوازد او از خیلی ها بهتر بود و مهم این است که صدا را خوب می شناسد سلیقه خوبی هم دارد و در رکورد عالی است ما سبکی ساده می خواستیم و نیما برای آن کار بهترین گزینه بود او در رکورد و میکس و همه چیز با ما مچ بود.

سوال: با این حال عامل موفقیت این آلبوم صدا و ملودی است و از نظر حرفه ای تنظیم فوق العاده ای ندارد. یعنی نه این که ضعف باشد ولی ویژه نیست.
بنیامین: این دقیقا چیزی بود که ما می خواستیم نیما همان کاری را می کرد که از اول می خواستیم و خیلی ساده هم کار می کرد از اول قرار ما این بود که تنظیم این طور باشد. می خواستیم با شعر و ملودی جلو بیاییم نمی خواستیم با تنظیم عجیب و غریب به موفقیت برسیم.

سوال: از اول صحبت از سبک خاصی حرف زدی توضیح بده!
بنیامین: این سبکی که من صحبت کردم چند گزینه دارد یکی کلام یکی خط ملودی جنس ملودی جنس موزیک فرم میکس چگونگی پوستر فیگور عکس و ......
تمام اینها باید با یک رشته به هم وصل شوند ما دانه دانه می دانستیم چه می خواهیم می دانستم مردم چه خط و ملودی را دوست دارند و در گوششان می ماند فرید و من می دانستیم کلام چه باید باشد که در ذهن بماند و به اصطلاح بگیرد. در واقع در تک تک تخصص ها و رشته ها ایده آلها را دشتیم و حالا می خواستیم این ها را به هم طوری وصل کنیم که کار موفق شود. ما برای تنظیم و عکس و ملودی و .... همه چیز از قبل تصمیم گرفته بودیم و هیچ کار اضافه ای وجود نداشت نحوه اجرای خواننده هم جز همین مراحل بود و مجموعه اینها شد یک سبک.

سوال: این بغضی که در خواندنت هست این هوایی که در کلام هست اینها هم جز سبک بود؟ قبول داری نحوه خواندنت زیادی غمگین است؟
بنیامین: نه ممکنه چون مردم ان آهنگ های مذهبی را شنیده اند و این کارها رفت کنار آنها و شد کارنامه یک نفر چنین برداشتی صورت گرفته باشد. شاید هم چون حزن و اندوهی در کلام و آهنگ بود به این برداشت رسیده باشد. در سالهای قبل هم این اتفاق برای خواننده های دیگر افتاده بود من فکر می کنم خط ملودی این کار امروزی بود نقبی به گذشته داشت شبیه بغیه هم بود ولی مدرن و به روز بود.

سوال: بحث خیلی فنی شد! این چند وقته تغییری حس کرده ای؟ در خیابان شناخته می شوی؟
بنیامین: من زیاد بیرون نمی روم می دانی که همیشه خانه ام. سلام و علیک و اظهار لطف برای همه خوشایند است و منم بدم نمی آید اما اگر آنقدر مشهور بشوی که از کار بیفتی و دیگر نتوانی مثل آدم های عادی در خیابان رفت و امد کنی و تازه با یک حرکت باعث رنجش دیگران هم بشوی آن وققت خیلی بد است.

سوال: وضع بازار موسیقی الان ناامید کننده است حالا آلبوم تو در همین شرایط پر فروش شده فکر می کنی چرا؟
بنیامین: به نظر من داشتن کلیپ نه مثبت است نه منفی , مهم شنیدن کار است. در خانه و ماشین مردم از موزیک پاپ می خواهند چیزی بشنوند فرق نمی کند که کلیپ باشد یا تیتراژ سریال یا بی کلام. ساعتی باید با موزیک پر شود و اگر کار خوب باشد نیازی به عوامل دیگر پیدا نمی کند. البته تبلیغ عالی است ولی کافی نیست. کلیپ همه موسیقی نیست. مردم دوست دارند چیزی را که دلشان می خواهد بشنوند دیدن زیاد مهم نیست.

سوال: حالا کلیپ می سازی؟
بنیامین: بله در آینده نزدیک

سوال: کدام آهنگ؟
بنیامین: هنوز مشخص نیست. البته مثل بفیه کارهایم متریال اماده است ولی حزئیات نه!

سوال: چطور کار را جمع می کنی ؟ اول شهر یا اول ملودی؟
بنیامین: می نشینم با فرید و هر دو با هم جلو می رویم حالا یک لحظه ملودی یک خط جلو می افتاد و لحظه ای دیگر شعر یک بیت جلو بود در کل من با گیتار یا پشت کیبورد و فرید هم نشسته رو مبل

سوال: کدام کار را بیشتر دوست داری؟
بنیامین:قطعه هفتم میرم و می میرم امشب, جشن تولد....

سوال: بیوگرافیت را می گویی؟
بنیامین: بنیامین بهادری متولد 18 شهریور سال 1361 دانشجوی ادبیات فارسی رودهن بچه آخر خانواده و دوست صمیمی فرید احمدی و در آخر مجرد.

 

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

تحلیل کار بنیامین بهادری سوپر استار ایرانی

امروز دیگه کمتر کسیه که بنیامین بهادری رو نشناسه حالا بعضی از موسیقی دان هایی که یه عمره دویدن و به جایی نرسیدن ازش انتقاد می کنن و بعضی هم که واسش می میرن ولی هیچ کدوم از این دو دسته فکر نمی کنن و سطحی و احساسی نظر می دنن.

انتقاد بدون نقد و تحلیل علمی کار فایده نداره بیاید منطقی باشیم. اگر مردم بنیامین رو می خوان دلیل داره خوب حتما .

ببینید من اول نقاط قوت کار بنیامین رو می گم و از محبوب ترین آهنگ اون  خاطره ها (چشمامو رو هم می ذارمو ) شروع می کنم .

اجازه بدید از شعر اون شروع کنیم .

چشمامو رو هم می ذارمو        تو رو به یادم میارمو   ( خاطره ها )

اول تکنیک که جا داره به فرید احمدی عزیز تبریک بگم انه که شعر دنباله دار گفته ( مثل یه فیلم آدمو دنبال خودش می کشونه )  بله با کاربرد یک <<  و  >> در ژایان بیت آدم رو به دنبال خودش می کشونه  .  آدم با خودش می گه وقتی چشمهاشو رو هم گذاشت چی کار می خواد بکنه .

پس در همین اول کار یه نکته مثبت تو کار بنیامین پیدا شد ( قابل توجه اون هایی که می گن کارش اصلا آشغاله ) .....

اما نکته ای که در موسیقی بنیامین وجود داره آهنگ سازی قویه ( ببینید ما یه آهنگ سازی یا ساخت ملودی داریم و یه تنظیم داریم که ماله چینش آکورد و مباحث هارمونیه ----- حالا بعدا بیشتر راجع به اینها با هم صحبت می کنیم )  خلاصه ملودی خوب و متحولی برای کار ساخته .............................

نکته بعدی که همه باید به اون توجه داشته باشن تحریر صدای بنیامینه که واقعا جدید بود و من خوشم اومد ( بعضی ها می گن مثله روضه خون هاست ... ولی من بهشون می گم این اولن که صداش فالش نداره بعدش هم اون یه بغص گرمی تو گلو داره که هر کس داره بیاد جلو یا علی من خودم مجانی واسش تنظیم می کنم ) .

خلاصه تحریر صداش عالیه و خیلی خوب تویه یه مدت کم با موسیقی اخت شده و حس ترانه رو به خوبی منتقل می کنه .....

جالب اینجاست که بعضی وقت ها صدای نفس های اون رو توی کار می شنوید که برای اولین بار این کار انجام شد و جالب هم بود .....

حالا بریم سراغ نقاط ضعف کار

عامل مهمی که از یک کار . کاری قوی یا  ضعیف می سازه تنظیم اون کاره .چه بسیار ملودی های قوی که با تنظیم های ضعیف خراب شدن و چه ملودی های ضعیف که با تنظیم های قوی به اوج رسیدن....

تنظیم این کار واقعا از جنس ترانه هاست ولی اصلا تکنیکی و هارمونی وار نیست و به قول معروف حق موسیقی رو ادا نکرده . تنظیمی کاملا خالی از هارمونی به طوری که جای خالی آکورد در بعضی جاها کاملا حس می شه و مشخصه که عجولانه تنظیم شده ........................................................

ولی صبر کنید بیاید عجول نباشیم و موقعیت اونها رو هم درک کنیم .

کاست بنیامین در حالی به بازار اومد که چند کارش در بین مردم پخش شده بود و بنیامین باید قبل از اینکه این کار ها رو همه گوش کنن کاستش رو به بازار می داد . پس عجله اونها کاملا منطقیه و دلیل داره.... 

بنیامین از یاد ها میرود ولی هنوز مسافر شادمهر ماندگار است      چرا ؟ 

اصولا در مارکت موسیقی ما سه نوع موسیقی داریم

ـ----- موسیقی که در گام اول شنوده را جذب می کند ( معمولا موسیقی های مهیج )

ـ---- موسیقی که هرگز جالب نیست و فقط علمی و هامونیک است . (فقط مورد توجه اساتید )

ـ---- موسیقی که بعد از مدتی در گوش ها خارش ایجاد می کند و حداقل باید ۳ بار گوش داده شود تا به دل بنشیند ( ولی این موسیقی ها ماندگار ترین نوع موسیقی ها هستند و همیشه در دل ها می مانند ----- هنوز این آهنگ را زمزمه می کنم : هوای گریه دارم تو این شبه بی پناه ...)

حالا خودتون قضاوت کنید بنیامین کدوم بود و شادمهر مسافر (شادمهر الان دیگه مفت نمی ارزه ) کدوم .

امیدوارم من وقتی کار کامل خودمو بیرون می دم از نوع سوم باشم ... برام دعا کنید....

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

تا حالا دیدید بعضی آهنگ ها یه دفعه یه کلمه می گن که باعث می شه آدم عاشق اون آهنگ بشه ؟؟؟
این روند رو که من فکر می کنم اولین بار خانوم حیدر زاده به کار برد من بهش می گم انفجار سازی (هر چی می خواید بهش بگید ) ولی باید با مثال براتون روشنش کنم تا بفهمیدش .....
این اولین کاربردی بود که من حس کردم :
                            تو مثل یه اتفاقی که می خواد یه روز بیافته    
                                              مثل اون شعر تری که هیچ کسی هنوز نگفته
مثل قاب عکس زردی که نشسته روی دیوار  
                                              مثل اشکهایی که آروم می چکن رو سیم گیتار

دست تو حسیه مثل چیدنه سیبهای قرمز
          مثل سینه ریزی که روش مینویسن
                         بی تو هرگز ...هرگز
                     ببینید کاری به اول شعر نداریم بیاید رو آخرش (بی تو هرگز )
_ خدایا اینو کجا دیدم ؟
_ آها پشت تریلی ها موتور ها و ...

و وقتی این رویه شعر با سبک خوبی خونده می شه (آلبوم ساز مخالف مجتبی کبیری   تنظیم : پدرام کشتکار ) یه آهنگ عجوبه ساخته می شه .

نکات مهم

ـ سعی کنید از واژه های روز استفاده کنید که تا حالا استفاده نشدن و استفاده از واژه هایی که قبلا در ترانه ها بوده فقط یک کار لوس می سازه و نمونه های ناموفق اون رو در آلبوم  مهرشاد دیدید (بابا تو دیگه کی هستی که قبلا در چند ترانه داخلی خونده شده بود و آهنگ بی تو هرگز شهیاد که دیگه خودتون اگه متن رو خونده باشید می فهمید از کجاست )

ـ شما می تونید در ترانه هاتون وازه بسازید و اون رو رو زبون ها بندازید (آلبوم جدید هنگامه :

به خاطر تو می خونم

        یا تو یا هیچ کس دیگه

قدر چشات رو می دونم

      یا تو یا هیچ کس دیگه

یا مثلا آلبوم قبول قبول اسی )

به هر حال باز هم اگه سوالی داشتید می تونید بپرسید ......

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

یک استفاده بی نظیر از شعر منفی (طرز استفاده از تکنیک )

امروزه شعر منفی (در پست های قبلی در مورد شعر منفی  توضیح داده شد ) به صورت یک اسطوره در اومده و ترکیب اون با موسیقی غربی (رپ روک اند رول ترنس و...) تو ایران داره جای همه شعر ها و موسیقی ها رو پر می کنه به یک نمونه دقت کنید :

تلفن رو بردار برو تویه اتاق با هر کی که دلت می خواد حرف بزن بی خیاله من

                        اصلا اگه می خوای بری  برو بیرون شب هم نیا فکر نکن منتظرم بی خیالتم

برو برو که مثل تو زیاد تو دنیا واسم     برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم

----------------------------------------------------------------------------------------------

بنویس از سر خط  بنویس که دلت دیگه به یاد او ن نیست   

                     بنویس که بدونه   وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

اون که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ می خوره بر می گرده

         دیگه صداش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده        

-----------------------------------------------------------

در این شعر استفاده از اصطلاحات عامیانه ضرب المثل ها و الفاظ خیلی کاربرد داره و در واقع بدون این ها این کار معنی پیدا نمی کنه .

مثال :        یه روز سرش به سنگ می خوره - بذار  - بی خیال من -

کسانی که شعر های منفی خوبی دارن می تونن برای ما بفرستن تا در کاست های کشوری

شاهد اسم خودشون باشن.

 

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

یک آرایه کلیدی و بسیار مهم به نام حسن تعلیل

هر وقت شاعر یا نویسنده برای موضوعی  دلیلی غیر واقعی و تخیلی اما دلپذیر و قانع کننده بیان کنه می گیم کارش حسن تعلیل داشته...

آسمون تیره شده غصه من تو جونشه     

من در این مصراع تیره شدن آسمون رو به غصه خودم نسبت می دم  و شما هم اون رو می خونید وایرادی در اون  نمی بینید.

اصلا اگه حسن تعلیل رو از شعر بگیری هیچیش نمی مونه که. باید همش حرف درست و راست بزنی.

مثلا باید بگی :

آسمون تیره شده می خواد بباره      

                                      چون که باد و سردی و تاری به همراه هم هستن

خوب اگه قراربود این جوری  شعر بگیم که خود متن رو می نوشتیم شریف تر بودیم که ....

ولی واقعا قشنگترین حسن تعلیلی که تو زندگیم دیم این  بوده :

خاک بغداد به خون خلفا می گرید     ور نه این شط روان چیست که در بغداد است ؟

اما به این نکته خوب دقت کنید حسن تعلیل دو نوع کاربرد داره یکی در شعر و یکی در طنز :

اون که در شعره که گفتیم چه طوریه ولی طنز رو نگفتیم (این تو چت روم ها خیلی کاربرد داره )

مثلا شما میگید :ناراحتم امروز

اون ار شما می رسه : چه ته ؟

شما جواب میدید : خوب نه هزار سال یش تو انقلاب کبیر فرانسه کلی آدم مرد.

اون می گه : آها راست هم می گی ها

شما می گید : آره تازه قبلش هم کوروش کبیر مرده بود که من بابام با ماشین رفت بیرون و یتزا اورد که بخوریم که نشد یه دفعه من یه چیزی بگم تو بگی باشه من می رم سربازی ولی سر خوبی بود . است .

البته در این جمله یک آرایه بسیار مهم هست که بعدا بهتون می گم چیه .

دوستدارشما پیمان امیدی

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

یک آرایه کلیدی و بسیار مهم به نام حسن تعلیل

هر وقت شاعر یا نویسنده برای موضوعی  دلیلی غیر واقعی و تخیلی اما دلپذیر و قانع کننده بیان کنه می گیم کارش حسن تعلیل داشته...

آسمون تیره شده غصه من تو جونشه     

من در این مصراع تیره شدن آسمون رو به غصه خودم نسبت می دم  و شما هم اون رو می خونید وایرادی در اون  نمی بینید.

اصلا اگه حسن تعلیل رو از شعر بگیری هیچیش نمی مونه که. باید همش حرف درست و راست بزنی.

مثلا باید بگی :

آسمون تیره شده می خواد بباره      

                                      چون که باد و سردی و تاری به همراه هم هستن

خوب اگه قراربود این جوری  شعر بگیم که خود متن رو می نوشتیم شریف تر بودیم که ....

ولی واقعا قشنگترین حسن تعلیلی که تو زندگیم دیم این  بوده :

خاک بغداد به خون خلفا می گرید     ور نه این شط روان چیست که در بغداد است ؟

اما به این نکته خوب دقت کنید حسن تعلیل دو نوع کاربرد داره یکی در شعر و یکی در طنز :

اون که در شعره که گفتیم چه طوریه ولی طنز رو نگفتیم (این تو چت روم ها خیلی کاربرد داره )

مثلا شما میگید :ناراحتم امروز

اون ار شما می رسه : چه ته ؟

شما جواب میدید : خوب نه هزار سال یش تو انقلاب کبیر فرانسه کلی آدم مرد.

اون می گه : آها راست هم می گی ها

شما می گید : آره تازه قبلش هم کوروش کبیر مرده بود که من بابام با ماشین رفت بیرون و یتزا اورد که بخوریم که نشد یه دفعه من یه چیزی بگم تو بگی باشه من می رم سربازی ولی سر خوبی بود . است .

البته در این جمله یک آرایه بسیار مهم هست که بعدا بهتون می گم چیه .

دوستدارشما پیمان امیدی

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

گلایه از دست شما

آخر تا کی ؟   

بله واقعا تا کی ؟

همش همینید ؟

عاشق شر و ور و حرف مفتید ؟

دوست دارید منم الان دو تا جک بسازم ؟

حال کنید و بعدش بگید بابا ایول پیمان ؟

اصلا از کجا معلوم که جک نساخته باشم ؟

چرا همش دنبال حرف مفتید و وقتی یکی می آد براتون دل بسوزونه و یه چیزی یادتون بده تنهاش می ذارید ؟

واقعا توان مردم ایران همینه که بعد از ده دوازده روز که ما همه جا گلومون رو پاره کردیم آموزش ترانه سرایی مجموع نظرات شما فقط ۸ نظر باشه ؟

اگه آموزش چیزهای دیگه بود که الان مجموع بازدیدها تون سر به فلک گذاشته بود !!!!

واقعا براتون متاسفم و می دونم این پست رو هم نمی خونید و من تا مجموع نظرات به ۲۰ نظر نرسه دیگه آپ نخواهم کرد .

 

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 

شعر منفی چیست ؟

امروز یکی از مهمرین و پر طرفدارترین انواع شعر رو بررسی می کنیم و اون شعر منفیه .

اول بهتون می گم این شعر ها چه طور به وجود می آن و شرایط اجتماعی لازم برای این شعر ها چیه و در چه جوامعی بیشتر پذیرفته می شن .

این شعر ها عموما شعر هایی هستند که اگر مثلا دو سال قبل از زمان خودشون گفته می شدن جز منفور ترین انواع شعر می شدن و تقریبا بی مخاطب می شدن  .

ولی وقتی یک نا هنجار در جامعه به هنجار تبدیل می شه این شعر در ستایش اون ناهنجار هنجارشده سروده می شه.

مثلا داشتن عشق و دوست دختر تا چند سال پیش در اکثر جاهای ایران یک نا هنجار بود (من اصلا نمی گم خوبه یا بده ) ولی حالا در خیلی جاها یک مساله پیش پا افتادست و خیلی راحت در محافل عمومی راجع به اون صحبت می شه .

حالا به این نکته دقت کنید که تا حالا شعری در مورد اون سروده نمی شد و اگر هم بود در قالب کلمات بسیار سنگین بود.

 ویک دفعه صدایی در اومد گفت :  (تف به مرامت عوضی )

                                                   (از این دوستت دارم ها به صد تا گفته بودم )

                                                   (آخر ضد حالی )

    (شاید هم واسه اینه که تو بی ارزشی     عروسکی واسه همه نمایشی )

   (الهی سقف آرزوت خراب بشه رویه سرش )

و ....

و این در حالی بود که اصلا تا چند  سال پیش کسی جرات این حر فها رو هم نداشت....

و حالا شما فکر کنید یک شعر مردم پسند (جوون پسند ) با یک موسیقی به نام ترنس ترکیب می شه و وارد بازار موسیقی ایران می شه .

محسن چاووشی - حامد حاکان -محسن یگانه و...

(البته من به هیچ وجه موسیقی این ها رو تایید نمی کنم و از منتقدان اصلی خوندن این ها هستم چون در بعضی جا ها فالش به حد اعلا می رسه  وضمنا این رو هم بگم که موسیقیشون رو با دوتا نرم افزار ۵۰۰ تومنی درست می کنن )

در پست های بعدی به بررسی بیشتر این نوع شعر خواهیم پرداخت .

 

 

توجه کنید به علت ازدهام نظرات وبلاگ صد و بیست نظر اول را به طور اتوماتیک پاک می کند ....... نوشته شده توسط دوستدار شما پیمان امیدی در |  لینک ثابت   • 
 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">